خمیر
چیکار میکردی اگه یه نفر رویاهاتو سرکوب میکرد، جسارتت رو به سخره میگرفت و میخواست تو رو اونجوری که خودش دوست داره شکل بده؟
گاهی آدم دلش نمیخواد پستش بره توی گشتوگذار. گرفتاری شدیما.
چیکار میکردی اگه یه نفر رویاهاتو سرکوب میکرد، جسارتت رو به سخره میگرفت و میخواست تو رو اونجوری که خودش دوست داره شکل بده؟
گاهی آدم دلش نمیخواد پستش بره توی گشتوگذار. گرفتاری شدیما.
رنج گذراست.
به قول جودی: «همیشه بعد از طوفان، آسمونْ آبی و قشنگه.»
قسمت دوم جودی ابوت رو میبینم و گریه میکنم. شور و اشتیاق زیاد جودی برای زندگی رو میبینم. به این فکر میکنم که اگه افکار من از سر جودی هم میگذشت میتونست باز همینقدر امیدوار باشه؟ و چرا از اینکه انتخاب شده بود به دبیرستان فرستاده بشه انقدر احساس عذاب وجدان داشت؟ به نظر میرسه قرعه قرار بوده فقط به اسم یک نفر بیفته و هرکسی جز اون یک نفر از این قاعده جدا بود. خوشبختی تصادفی؟